MBA چگونه درآمد افراد را بالا می‌‏برد؟

MBA چگونه درآمد افراد را بالا می‌‏برد؟
مصاحبه با دانش‌پذیران

من توانستم ۶ ماه اول دوره MBA 70 میلیون فروش داشته باشم و این رقم در ۶ ماهه دوم به ۳۰۰ میلیون رسید”.(نسرین بدری، دانش‏پذیر MBA حرفه‏‌ای‏ دانشگاه شهید بهشتی در گفتگو با ما روند رشد کسب‏‌و‏کار خود را بیان می‏‌کند).

• خانم بدری لطفا خودتان را معرفی کنید؟

من نسرین بدری متولد فروردین ۱۳۶۴ هستم.کارم را با طراحی شروع کردم و نزدیک به ۱۳ سال است که در صنعت چاپ مشغول به کار هستم.

• هدفتان از شرکت در دوره‌های MBA چه بوده؟

من همزمان با شروع دوره‌یMBA کسب‌وکار خودم را شروع کردم و قصد داشتم که ۱۳ سال تجربه در حوزه‌ی چاپ را خودم به‌کار ببندم؛ ولی از لحاظ علمی اطلاعات کامل را برای مدیریت و رهبری کسب‌وکار خودم نداشتم و احساس کردم دوره‌یMBA می‏‌تواند به من کمک کند و همینطور هم شد.

• آیا به اهداف خودتان رسیدید و اگر به گذشته برگردید دوباره MBA می‏خوانید؟

قطعاً با دقت بیشتری این دوره را می‏خوانم چون کمکم کرد که تجربیات خودم را با آزمون و خطا و با دقت بیشتری بکار ببندم. در ابتدا که کارم را شروع کردم صفر بودم و با اطلاعات و علمی که از این دوره به دست آوردم توانستم در مدت ۶ ماه اول پیشرفت خوبی در کارم داشته باشم. در ۶ ماه دوم که همزمان با پایان دوره MBA بود، توانستم رشد چند برابری داشته باشم و این شروع پیشرفت های من است.

• دوره‌ی MBA چگونه باعث پیشرفت شما شد؟

بیشتر افراد از سطوح مدیریتی مختلف وارد دوره شدند و من توانستم ارتباط خوبی با همکلاسی‏‌ها برقرار کنم. من توانستم ۶ ماه اول ۷۰ میلیون فروش داشته باشم و این رقم در ۶ ماهه دوم به ۳۰۰ میلیون رسید.این‌جا موقعیت کسب درآمد خوبی وجود داشت و من توانستم خدمات خود را در طول دوره به دوستان هم دوره‌ای‌ام بفروشم.به نظر من دوره‌یMBAدوره‌ای است که افراد با هر هدفی که به دوره وارد شوند به آن می‏رسند مثل علم، ارتباطات،تجربه.

من کارآفرین هم بودم و از ترم دوم به فکر گسترش کارم افتادم. با توجه به این‌که کار چاپ نیاز به سرمایه‌ی زیادی دارد و شما در حد متوسط نیاز به ۱ میلیارد سرمایه دارید، بعد از ۸ ماه به این نتیجه رسیدم که تجربیات و پتانسیل فروش خودم را با سرمایه‌ی دیگران ترکیب کنم و با یک چاپخانه که تمام سرمایه و دستگاه‏‌ها را داشت صحبت کردم. با توجه به پتانسیل فروشی که از طرف مشتریانم داشتم، شرکت خودم را داخل یک چاپخانه بردم و بسیاری از هزینه‏‌های من پایین آمد و پیشرفت رو به جلوی خوبی کردم.

badri

 

• چرا دانشگاه شهید بهشتی را انتخاب کردید؟

دانشگاه شهید بهشتی یک برند آموزشی است و قطعا با خیلی از مراکز فرق دارد. دوره‌ی MBA یک‏ساله حرفه‏ای،‌ یک دوره تخصصی است که مطمئناً اطلاعاتی که در آن داده می‏شود و اساتیدی که برای تدریس گزینش شده‏ اند در سطح بالایی هستند. دلیل دیگرش این است که دانشکده به منزلم نزدیک بود و می‌توانستم به‌راحتی رفت‌و‌آمد کنم. امیدوارم بتوانم در مراحل بعدی دوره ‌یDBAرا هم در همین جا ادامه دهم.

• پیام شما برای کسانی که می‏خواهند MBAبخوانند یا نمی‏خواهند این دوره را بگذرانند چیست؟

به کسانی که نمی‏خواهندMBA بخوانند توصیه می‏کنم این دوره را بخوانند چون حتی اگر کسب‌وکار هم نداشته باشید مهارت‌هایی که در این دوره فرامی‌گیرید به شما کمک می‌کند تا بتوانید منابع انسانی، اطرافیان و منابع مالی را مدیریت کنید و به دوره‌یMBA به چشم یک دوره‌ی موثر نگاه کنید.به کسانی که می‏خواهندMBA بخوانند توصیه می‏کنم که هدف مشخصی داشته باشند چون کسی که هدفش مشخص باشد سطح دیدگاه و خواسته‌اش هم از دوره‌یMBAشفاف و روشن است و می‏تواند باشرکت در این دوره به اهدافش دست پیدا کند. اگر افراد هدف نداشته باشند شاید MBA برای آنها مفید نباشد.وقتی نظرات بررسی می‏شود دیدگاه‌های متفاوتی در این مورد بیان می‏شود که نشان‌دهنده‌ی اهداف متفاوت افراد است.

• حرف آخر

از شما خیلی تشکر می‌کنم و مطمئنم موسسه‌ی معنا و دپارتمانMBAدانشگاه شهید بهشتی هر سال پخته‌تر و بزرگ‌تر می‌شود و تجربه‌ی بیشتری کسب می‌کند و توقع ما هم همین است. من مرتب پیگیر برگزاری سمینارهای این دوره هستم.

مطالب مرتبط:
چرا زنان باید وارد عرصه کسب و کار شوند؟ از کجا شروع کنیم؟
آيا MBA واقعا سرمايه‌گذاری درستی است؟

 

رد پای حقوق در دنیای مدیریت (بخش۳)

رد پای حقوق در دنیای مدیریت

بخش سوم:زبان مشترک

چگونه داشتن درک متقابل میان مدیران و بخش حقوقی به موفقیت سازمان کمک می‌کند؟

شاه­­‌کلید موفقیت ­در مذاکرات تجاری، داشتن درک متقابل است. درک متقابل و یا زبان مشترک موجب تسریع امور، امری که در تجارت از اهمیت زیادی برخوردار است، و اطمینان می‌شود؛ چرا که طرفین اطمینان دارند که منظور یکدیگر را به خوبی متوجه شده‌اند و سوتفاهمی در کار نخواهد بود. از همین رو در قراردادهایی که به زبان‌های متفاوت نوشته شده‌اند هم دقت زیادی می‌شود تا معادل کلمات به درستی مشخص شود و یا به هنگام اختلاف، نسخه‌ای خاص مثلا زبان انگلیسی،‌ مورد توجه باشد.

جنبه‌ی دیگر داشتن زبان مشترک را می‌‌توان در روابط بین مدیران و کارشناسان حقوقی شرکت‌ها و وکلا مشاهده کرد، زمانی که کارشناس حقوقی وظیفه‌ای قانونی را به مدیر اعلام می‌کند اما وی به دلیل قدرتی که در مجموعه دارد تن به چنین وظیفه‌ی قانونی نمی‌دهد و متعاقبا موجب مشکلاتی برای خود و سازمان می‌شود. هم‌چنین می‌توان به مثالی اشاره کرد که مدیری از سوی دادسرا برای ادای توضیحاتی فراخوانده می‌شود اما چون نمی‌خواهد حیثیت اجتماعیش زیرسوال برود از رفتن سرباز می‌زند و از وکیل خود می‌خواهد تا در دادسرا حضور پیدا کند. این در حالی است که به لحاظ قانونی حضور خود شخص در دادسرا اهمیت دارد و ادای توضیحات از سوی وکیل محلی از اعراب نخواهد داشت.

ax

درک متقابل میان مدیران و جامعه‌ی حقوقی کشور موجب افزایش کارایی در سازمان‌ها می‌شود چرا که از بسیاری کشمکش‌های درون سازمانی جلوگیری می‌کند و موجب تسریع امور می‌شود.

از این رو، علاوه بر دو هدف اصلی که در مقاله‌های پیشین مورد بررسی قرار گرفت، می‌توان به داشتن زبان مشترک میان مدیران اجرایی و جامعه‌ی حقوقی به عنوان هدف سوم در یادگیری حقوق برای مدیران اشاره کرد. داشتن این مهارت به مدیران کمک می‌کند تا با برقراری ارتباط موثر با جامعه‌ی حقوقی بتوانند بهترین مشاوره‌ی حقوقی را از آ ن‌ها بگیرند و علاوه بر آن هزینه‌های حقوقی خود را مدیریت کنند.

مطالب مرتبط:

رد پای حقوق در دنیای مدیریت(بخش ۱)
رد پای حقوق در دنیای مدیریت(بخش ۲)

چرا زنان باید وارد عرصه کسب و کار شوند؟ از کجا شروع کنیم؟

چرا زنان باید وارد عرصه کسب و کار شوند؟ از کجا شروع کنیم؟

گردآورنده: مریم حکمت

منبع: EFMD Global Focus_ISS.3 Vol.10

مدیران دولتی، شهری و کسب و کار به طور فزاینده‌ای نیاز به تساوی جنسیتی را به دلایل توسعه عدالت در جامعه و مزیتی که تا حد زیادی با گسترش منابع استعداد و تنوع اندیشه ایجاد می‌شود، پذیرفته‌اند.

رتبه بندی مالی سال ۲۰۱۶ در مدارس کسب و کار جهان نشان داد که فقط ۱۲ نفر از ۱۰۰ رییس برتر، خانم هستند و نسبت خانم‌های اعضاء هیئت مدیره، رییس دانشکده و دانشجوها به ترتیب %۲۳٫۵، %۲۶٫۲ و %۳۴٫۲ می‌باشد که سرسختانه پایین‌تر از آن چیزی که مطلوب فرض می‌شود، باقی‌مانده‌ است.

بنابراین نتیجه نرخ کند تحول چیست؟ برای شکستن سدها و تسریع این فرایند چه کاری می‌توان کرد؟

آسان‌ترین پاسخ به سوال اول شاید این باشد که مدارس کسب و کار توسط عوامل داخلی و خارجی محدود می‌شوند و جایی که می‌توانند استعداد و قوای ذهنی‌شان را متحول کنند، سرعت تحول را کند می‌کنند. همچنین عوامل خارجی بر توانایی آنها در جذب اعضاء هیئت مدیره و دانشجویان خانم بیشتر تأثیر می‌گذارند.

به هر حال حتی اگر این پاسخ درست باشد، تأثیر تبعیض ناخودآگاه مدیران مدارس کسب و کار در ساختار و فرآیندهایی که اتخاذ می‌کنند را نادیده می‌گیرد. ده‌ها مدرک عصب‌شناسی و روان‌شناسی شناختی و اجتماعی نشان می‌دهد که تبعیض ناخودآگاه ادامه دارد و بر تصمیم‌ها تأثیر می‌گذارد. تبعیض‌‌ها حتی زمانی که با باورهای خودآگاه ما در جهت عدالت و واقعیت منافات دارند، تأثیرگذارند. به هر حال باید درک کنیم که عقاید، تبعیض‌ها و نگرش‌های ناخودآگاه خارج از ادراک شناختی ما وجود دارند که عناصر مهمی از رفتار ما را توضیح می‌دهد.

تصمیم‌گیران مدارس کسب‌و‌کار باید رهبری توسعه رویکردهای نوآورانه را برای مقابله با تبعیض جنسیتی برعهده بگیرند. آنها نیاز دارند که آگاهانه و مصمم پارادایم کسب و کار مردانه که در اکثریت قریب به اتفاق مدارس، غالب باقی می‌ماند را تغییر دهند. مدارس کسب و کار از طریق تحقیقات و برنامه‌های آموزشی‌شان نقش مهمی در آگاه‌سازی فعالیت کسب‌و‌کار و جهان‌بینی رهبران و تأثیرگذاران آینده دارند.

 

photo_2016-12-28_11-15-57

تبعیض جنسیتی به دلیل این چگونگی تعریف ساخت اجتماعی ما از نقش زن، رخ می‌دهد. همینطور این فقط موضوع مردها یا ارتکاب بی‌عدالتی از طرف مردها نیست. بلکه رسیدن به تساوی جنسیتی احتیاج دارد که زن‌ها و مر‌ها همکارانه و فعالانه درگیر شوند تا بر عناصر تبعیض غلبه کنند. شواهد نشان می‌دهد تصاویر ذهنی خانم ها و آقایان موارد زیر را در بر می‌گیرد:

  • خانم‌های مدیری که تظاهر به ابراز وجود می‌کنند، شایسته اما ناخوشایند مشاهده می‌شوند. رفتار آن‌ها به عنوان یک خانم گرم و صمیمی و نجیب دیده نمی‌شود.
  • هم آقایان و هم خانم‌ها نشان می‌دهند که تمایل بیشتری به استخدام کارمند مرد نسبت به خانمی با همان شرایط آموزشی و حرفه‌ای دارند.
  • مدیران در برابر مادران بیشتر از پدران تبعیض قائل می‌شوند و مادران صلاحیت کمتری نسبت خانم‌هایی که مادر نیستند، دارند.

در نتیجه دروس رهبری و برنامه درسی گسترده ما باید مدل متنوع‌تری برای مدیران آینده داشته باشد. رهبرانی که زنان، نژادهای مختلف و غیره را دربربگیرد . آموزش دهندگان باید تغییر را شروع کنند. بنابراین رهبران مدارس کسب و کار باید چالش مدل‌های نقش را نشان دهند. مدل‌های نقش تأثیر مثبتی در تصور افراد از توانایی‌شان دارد. متأسفانه مدل نقش زنان در مدارس کسب و کار بسیار کمیاب است.

مطالب مرتبط:

آیا MBA واقعاً سرمایه‌گذاری درستی است؟

کدام مناسب­‌تر است؟ MBA یا DBA

رد پای حقوق در دنیای مدیریت (بخش ۲)

رد پای حقوق در دنیای مدیریت

بخش دوم: بهداشت حقوق

ایجاد یک مسئله حقوقی به معنای تحمیل هزینه‌های زیادی بر سازمان‌ها است. تصمیم‌گیری در خصوص ارجاع دعوا به دستگاه قضایی و یا داوری، انتخاب وکیلی مناسب و پرداخت هزینه‌های مربوط به کارشناسی و حق‌الوکاله وکیل همگی از اموری هستند که ذهن مدیران را به خود مشغول می‌کنند و ممکن است زمان زیادی از سازمان بگیرند. این در حالی است که رعایت بهداشت حقوقی و توجه به قواعد و اصول حقوقی کمک زیادی به عدم تکرار پرونده‌های حقوقی می‌کند.

اصولا مدیران افرادی پرمشغله هستند که مایلند با ایجاد نظامی سلسله مراتب کارهای خود را به دیگران تفویض کنند تا از این طریق فرصتی برای تصمیم‌گیری در خصوص مسائل مهم و بزرگ را داشته باشند. از این رو ممکن است از طریق اعطای وکالت به اشخاص دیگر کارهای خود را پیش ببرند. وکالت اگرچه راهکاری حقوقی است که در بسیاری از موارد کارگشا نیز هست اما می توان از آن به شمشیری دو لبه نام برد که سوءاستفاده از آن و یا عدم تنظیم صحیح و دقیق آن می تواند عواقب جبران ناپذیری برای مدیر داشته باشد.

binesh

به عبارت دیگر، آشنایی ضمنی با اصول عقد وکالت یک روش پیشگیرانه خواهد بود که مدیر را درگیر مسائل محتمل در آینده نخواهد کرد. برای مثال، بسیاری از مدیران ممکن است با اطمینان ضمنی که از فرد مورد نظر دارند به وی وکالت بلاعزل دهند تا مثلا ملکی را برای آن ها بخرد و کارهای اداری مربوطه را انجام دهد. اگرچه این کار در مقطعی کوتاه مدت خیال مدیر را راحت می‌کند اما با سوء استفاده‌های احتمالی که فرد می‌تواند از این وکالت بکند عملا می‌تواند کل سرمایه مدیر را بر باد دهد و او را درگیر مشکلات زیادی کند. در مثالی دیگر، می‌توان به وکالت‌نامه‌های بلاعزلی که در معاملات املاک فروشنده به خریدار می‌دهد تا کارهای مربوط به نقل و انتقال و یا سایر موارد را انجام دهد اشاره نمود. این نوع از وکالت‌نامه‌ها علاوه بر اینکه خریدار را با خطر درگیر شدن با املاکی که به هر نوعی مشکلی دارند روبه‌رو می‌کند، مشکل دیگری دارند و آن این است که اگرچه در وکالت نامه‌های بلاعزل امکان عزل وکیل علی‌الاصول وجود ندارد اما باید توجه داشته باشیم مرگ هر یک از طرفین عملا وکالت را از بین می‌برد و در چنین حالتی خریدار با وراث متنوعی رو‌به‌رو می‌شود که باید امضاء همگی آن‌ها را انتقال قانونی ملک بگیرد و این خود ممکن است زمان زیادی را صرف کند.

مثال فوق تنها گوشه‌ای از اقدامات پیشگیرانه‌ای است که هر مدیری به تناسب فعالیتی که انجام می‌دهد می‌تواند با آگاهی و بهره‌گیری از دانش حقوق آن را در شرکت خود پیاده‌سازی کند. از این روست که رعایت بهداشت حقوقی برای مدیران اجرایی از اهمیت زیادی برخوردار است. در نوشته‌ آتی به ضرورت درک تقابل مدیران و ایجاد زبانی مشترک میان آنان خواهیم پرداخت.

مطالب مرتبط:

رد پای حقوق در دنیای مدیریت(بخش ۱)
اطلاعات بيشتر در مورد دوره عالى حقوق براى مديران

 

رفتار سازمانی چه کمکی به بهبود بهره وری در سازمان می‌کند؟

رفتار سازمانی چه کمکی به بهبود بهره وری در سازمان می‌کند؟

مدیریت رفتار سازمانی یا Organizational Behavior یکی از درس‌های پایه‌ی مدیریت است که سال‌هاست در کلیه‌ی دوره‌های مدیریتی در سراسر جهان آموزش داده می‌شود. استاد مهدی باقرلو مدرس رفتار سازمانی دوره‌ی MBA یک‌ساله دانشگاه شهید‌ بهشتی، اهداف این درس و ضرورت و اهمیت دانستن آن را برای مدیران بیان می‌کند.

دانش رفتار سازمانی تأثیر افراد، گروه‌ها و ساختار سازمانی را بر رفتار درون سازمانی بررسی می‌کند که هدف آن بالا بردن اثربخشی سازمان از طریق مدیریت رفتار است. با توجه به این‌که مدیران می‌توانند با شناخت، پیش‌بینی و مدیریت رفتار خود، کارکنان و سایر مدیران کمک شایانی به بهبود بهره‌وری در سازمان خود کنند، گذراندن درس رفتار سازمانی ضرورت پیدا می‌کند.

شرکت‌کنندگان در درس رفتار سازمانی می‌آموزند که افراد با یکدیگر تفاوت‌های جدی دارند. مدیران با شناخت این تفاوت‌ها و رسمیت بخشیدن به آن‌ها، می‌توانند افراد را در جایگاه مناسب خود بگمارند که این امر منجر به بالا رفتن رضایت شغلی  و عملکردِ کارمندان می‌شود.

photo_2016-12-18_11-21-31

مباحث شخصیت‌شناسی، هوش هیجانی، انگیزش، ارتباطات و رهبری در این درس آموزش داده می‌شود.

  • در مبحث شخصیت‌شناسی شرکت‌کنندگان می‌آموزند که برخی افراد در برخورد با یک پدیده‌ی خاص خیلی سخت و محکم هستند در حالی‌ که گروهی دیگر ممکن است ساده‌انگار باشند و به راحتی از مسائل و اتفاقات رخ داده بگذرند. هر کارمندی از مدیر گرفته تا کارگر ساده دارای پیشینه‌ای از انواع شخصیت است که دقیقا با وضعیت فردی او مطابقت دارد؛ بنابراین برخورد با چنین شخصیت‌های پیچیده و سختی می‌تواند یک چالش برای مدیریت باشد.
  • در مبحث هوش هیجانی پژوهش‌ها نشان می‌دهد کارکنانی که هوش هیجانی بالایی دارند، روابط خود در سازمان را به خوبی مدیریت می‌کنند و با تعهد بالاتری در سازمان فعالیت می‌کنند.
  • انگیزش به‌مثابه‌ی يکي از وظايف مهم مديران در سازمان‌‌ها، به شناسايي استعدادهاي بالقو‌ه‌ی كاركنان و فراهم کردن زمينه‌هايرشد و شكوفايي آنان می‌پردازد كه درنتیجه‌ی آن زمينه‌ی ارتقاي بهره‌وري فراهم می‌شود.
  • در ارتباطات شرکت‌کنندگان یاد می‌گیرند که بيشتر سوءتفاهم‌هايي كه بين مدير و كاركنان پيش مي‌آيد از عدم شناخت مدير و درك نشدن پيام‌هاي مدير به‌مثابه‌ی فرستنده ناشي مي‌شود.
  • مبحث رهبری در رفتار سازمانی نشان می‌دهد که رهبر چه‌طور سمت و سوی حرکت سازمان را تعیین می‌کند و این تعیین کردن،‌ کاملاً سنجیده و بررسی شده است. هم‌چنین رهبر زمینه‌ساز تغییر و تبدیل در سازمان است و به همکارانش انگیزه می‌دهد که اقدام کنند و پیش بروند.

مطالب مرتبط:

مدیران چرا باید تئوری‌های مدیریت و سازمان آشنا شوند؟

آیا MBA واقعا سرمایه‌گذاری درستی است؟

 

رد پای حقوق در دنیای مدیریت (بخش ۱)

رد پای حقوق در دنیای مدیریت

بخش اول: بینش حقوقی

در دنیای امروز و با توجه به گستردگی روابط اجتماعی، عمده فعالیت‌های تجاری و بازرگانی شرکت‌ها از طریق انعقاد قرارداد صورت می‌گیرد و داشتن درکی از منطق حاکم بر نحوه‌ی انعقاد قراردادها اهمیت به‌سزایی دارد.

تجربه‌ی سال‌ها فعالیت در تجارت امروز نشان داده است که بسیاری از تجار به هنگام بروز مسئله‌ی حقوقی ترجیح می‌دهند از پول و سرمایه‌ی خود بگذرند و یا با توجه به این‌که در پیگیری دعوای خود ارزش اقتصادی چندانی نمی‌بینند از آن صرف‌نظر ‌کنند. این در حالی است که توجه و دقت کافی در جلسه‌ی مذاکره و پس از آن انعقاد قرارداد به راحتی می‌تواند از ایجاد چنین مسائلی جلوگیری کند و منجر به حفظ میلیاردها تومان برای سازمان و یا شرکت مربوطه شود. 

حقوق صرفا دنیای نوشته‌ها نیست. اشتباه بزرگی کرده‌ایم اگر فکر کنیم می‌توانیم کتابخانه‌ای از قوانین برای خود تهیه کنیم و با تورق آن مشکلات حقوقی خود و تجارت و کسب‌و‌کار خود را حل کنیم. حقوق نیز مانند هر علم دیگری ابزار مخصوص و قواعد و اصول مختص به خود را دارد. نگاهی جزئی به قوانین و مقررات بدون در نظر گرفتن سایر قوانین ما را دچار مشکلات زیادی می‌کند؛ چرا که راه درست این است که با نگاهی جامع، حقوق و قواعد آن را درک کنیم. شایسته است اسم این نگاه جامع را در درک دنیای حقوق «کسب بینش حقوقی» بگذاریم.

law

در بسیاری از موارد، قوانین تصویب شده از سوی مجلس با اشکال جدی رو به ‌رو نیست. اما چرا هنوز مسئله‌ی حقوقی پابرجاست؟ دلیل‌اش این است که باید بین حقوق و ضمانت اجرای حقوقی، مرزی ایجاد کنیم. مثلا وقتی قانونی از سوی مجلس ایجاد می‌شود قوه‌ی مجریه و در اصطلاح دولت وظیفه دارد تا برای اجرایی شدن آن مبادرت به وضع آیین‌نامه کند. اما این یک تکلیف قانونی برای دولت است که ضمانت اجرای قانونیِ ویژه‌ای ندارد و در عمل باعث شده تا بسیاری از قوانین آن‌طور که باید اجرایی نشوند. ممکن است برای وصول طلب خود به مشکلی برخورده باشید و تصمیم بگیرید از طریق مراجع قانونی مشکل خود را حل کنید اما در عمل می‌بینید که نظام قضایی و هنجارهای حاکم بر آن و یا مدت زمانی که صرف رسیدگی به پرونده‌اتان می شود دور از انتظار شماست. حداقل کمکی که بینش حقوقی می‌تواند به ما بکند این است که بتوانیم در خصوص ارجاع و یا عدم‌ارجاع دعوای خود به مراجع قضایی تصمیم‌گیری صحیحی انجام دهیم. گاهی با اتخاذ تصمیمی در خصوص صلح در دعوا و یا ارجاع امر به داوری می‌توانیم ضمن ذخیره‌ی زمان برای خود و سازمان‌مان، از به هدر رفتن مبالغ زیادی پول نیز جلوگیری کنیم.

این بینش حقوقی در کنار دو عامل دیگر، بهداشت حقوق و زبان مشترک، که در نوشته های آتی به آن‌ها می پردازیم مثلثی تشکیل می‌دهند که می تواند ضامن موفقیت مدیران در سازمان خود باشد.

مطالب مرتبط:

اطلاعات بيشتر در مورد دوره عالى حقوق براى مديران

آیا دانستن حقوق برای مدیران ضروری است؟

 

آیا MBA واقعاً سرمایه‌گذاری درستی است؟

آیا MBA واقعاً سرمایهگذاری درستی است؟

گردآورنده: مریم حکمت
منبع: QS Return on Investment Report 2015

آیا می‌توان گفت مدیران با آموزش رسمی در حوزه‌ی کسب‌وکار بهتر از مدیران دوره ندیده عمل می‌کنند؟

تحقیقات گسترده‌ی QS (مرجع معتبر رتبه‌بندی دانشگاه‌ها) نشان می‌دهد که به خاطر عدم امنیت اقتصادی در سال‌های گذشته در اروپا، شرکت‌کنندگان تمایل دارند که بتوانند بازگشت سرمایه‌گذاری در دوره‌ی عالی کسب‌وکار را تخمین بزنند و درک روشنی از تأثیرِ گذراندن دوره‌ی MBA در تعیین جایگاه‌شان داشته باشند. این مقاله سعی می‌کند به شرکت‌کنندگان کمک کند تا ارزش دوره‌ی MBA را بهتر درک کنند.

به طور خلاصه، مدرک MBA یک ورودی با ارزش است که می‌توان از طریق آن به حرفه‌ی مدیریت قدم گذاشت. با این که سازمان‌های دولتی و قانون‌گذاران، داشتن گواهینامه MBA را پیش‌شرط کار مدیریت به حساب نمی‌آورند، بازار آن را به منزله‌ی گواهینامه‌ای باارزش برای تضمین کارایی عملکرد مدیریتی تشخیص می‌دهد. نکته‌ی بحث‌برانگیز در مورد ویژگی حرفه‌ای بودن، پیش‌فرض دنبال کردن حداکثر سود در عمل و آموزش مدیریت است.

roi-740x532

دوره‌ی MBA در اروپا به طرز چشمگیری بازگشت سرمایه را برای شرکت‌کنندگان آن ایجاد می‌کند. در واقع میزان استخدام و دستمزد برای دانش‌آموختگان MBA بسیار بالاتر از فارغ‌التحصیلان دوره‌های عالی در سایر رشته‌هاست و ارزش کارمندان هم تحث تأثیر دوره و هم تحت تاثیر تجربه کاری است که فارغ‌التحصیلان این دوره‌ها دارند. طبق گزارش QS، برخی داده‌ها در تایید این امر از این قرارند:

  • اروپا با داشتن مزیت MBA یکساله و حقوق‌های بالا، با بالاترین بازگشت سرمایه MBA جهانی به خود می‌بالد. با این که متوسط بازگشت سرمایه در دوره‌های اروپایی ۰٫۶۷ میلیون دلار در ۱۰ سال است، متوسط بازگشت سرمایه‌ی دوره‌ی MBA در اروپا ۹ میلیون در ۲۰ سال است.
  • ۸۵ درصد دانش‌آموختگان MBA 3 ماه بعد از دانش‌آموختگی مشغول به کار می‌شوند.
  • ۲۰ مدرسه‌ی کسب‌وکار در اروپا در طول ۲۰ سال بیشتر از ۳ میلیون دلار بازگشت سرمایه داشته‌اند.
  • به طور متوسط دانش‌آموختگان MBA در اروپا توانسته‌اند تنها در عرض۳۰ ماه، پولی را که برای تحصیل در مدرسه‌ی کسب‌وکار سرمایه‌گذاری کرده‌اند دوباره به دست آورند. در بعضی مدارس کسب‌وکار دانش‌آموختگان توانسته‌اند در ۲۰ ماه یا کمتر سرمایه‌ خود را برگردانند.
  • متوسط افزایش حقوق بعد از دوره‌ی MBA در اروپا ۸۵% بوده است. ۱۲ مدرسه‌ی کسب‌وکار افزایش حقوق ۹۰ درصدی را گزارش کرده‌اند.

نتیجه‌ی تحقیقات QS نشان می دهد که کارفرمایان برای دانش‌آموختگان MBA نسبت به کارشناسان‌ ارشد سایر رشته‌ها ارزش بیشتری قائل هستند. میانگین حقوق دانش‌آموختگان MBA در اروپا ۹۱٫۵۸۶ دلار است که در مقایسه با دانش‌آموخته‌ی کارشناسی‌ ارشد که ۴۵٫۵۰۰ دلار درآمد دارد، حقوق بالاتری دریافت می‌کنند. میانگین ارتقای حقوق MBA در اروپا ۸۴% است و دوره‌ی بازگشت سرمایه در ۴۶ دانشگاه ۳۰ ماه است.

لزوم آشنایی مدیران با تئوری‌های مدیریت و سازمان

مدیران چرا باید با تئوری‌های مدیریت و سازمان آشنا شوند؟

درس مبانی و تئوری‌های سازمان و مدیریت معمولا اولین درسی است که در همه دورههای MBA و به طور کلی رشتههای مرتبط با مدیریت ارائه میشود. آقای دکتر شعبانی مدرس دوره‌های MBA یک‌ساله دانشگاه شهیدبهشتی در گفتگو با ما ضمن بیان اهمیت، اهداف و محتوای درس مبانی، ضرورت تعیین این درس را به عنوان پیش‌نیاز درس‌های بعدی توضیح می دهد.

اساساً MBA به معنای مدیریت کسب‌و‌کار است و کسانی که در این دوره شرکت می‌کنند درحقیقت می‌خواهند سازمان را اداره کنند. مدیر باید مهارت‌هایی کسب کند تا بتواند به اهداف سازمان دست پیدا کند. بنابراین درس مبانی و تئوری‌های سازمان و مدیریت به عنوان درس زیربنایی، رویکرد فرد را درباره موضوع سازمان و عمل مدیریت شفاف می‌کند. به عبارت دیگر مهم‌ترین هدف درس مبانی مدیریت و سازمان، آشنایی با مفاهیم پایه‌ای سازمان، مدیریت و بازار است. در واقع در تئوری سازمان فرد با مفاهیمی آشنا می‌شود که باعث می‌شود پیش از ورود به دوره‌ی اصلی و پرداختن به درس‌های تخصصی‌تر، شناختی کلی نسبت به کلیت دوره و مفاهیمی که در آن مطرح می‌شود پیدا کند. این شناخت کلی به فرد کمک می‌کند تا در مواجهه با بخش‌های مختلف احساس بیگانگی نسبت به مباحث نکند.

photo_2016-12-11_15-52-09

در این درس دانش‌پذیران از یک طرف مفاهیم پایه‌ای، تئوری‌ها و نظریات مدیریت و سازمان را می‌آموزند و از طرف دیگر به مروری اجمالی بر مطالب کل دوره می‌پردازند. مثلا با مباحث مدیریت عملکرد، برنامه‌ریزی و سازماندهی، مدیریت منابع انسانی، بازار و بازاریابی و بسیاری از موضوعاتی که در MBA دنبال می‌کنیم، آشنا می‌شوند. معمولاً سه مبحث اساسی سازمان، بازار و مدیریت به خاطر این‌که دانشجو را با رویکرد جدیدی آشنا می‌کند، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. مبحث فرهنگ سازمانی نیز از جذابیت بسیاری برخوردار است.

همان‌طور که در ابتدا بیان شد زمانی که مدیران به جزئیات مطلبی می‌پردازند از سایر مطالب غافل می‌مانند. درس مبانی و تئوری‌های سازمان و مدیریت، نمایی کلی از تمام مطالب دوره‌ی کسب‌وکار به مدیران می‌دهد و کمک‌اشان می‌کند تا بتوانند اجزاء مختلف سازمان و مدیریت را در کنار هم درک کنند و بدین‌شکل به یکپارچگی برسند. علاوه بر این مدیران پس از گذارندن این درس رویکرد و نگاه جدیدی نسبت به مسائل مدیریت و سازمان پیدا می‌کنند.

آیا دانستن حقوق برای مدیران ضروری است؟

آیا دانستن حقوق برای مدیران ضروری است؟

law_books

با توجه به این‌که مدیران مسئولیت‌های حقوقی زیادی را می‌پذیرند، عدم آگاهی از مسائل حقوقی تبعات  بسیار جدی برای آن‌ها دارد. علت تشکیل بسیاری از پرونده‌های حقوقی در دادگاه‌ها بی‌دقتی‌هایی است که گاهی مدیران در انجام مسئولیت‌های خود مرتکب می‌شوند. این مسائل اغلب به این دلیل که مدیران با مباحث حقوقی آشنا نیستند یا سرپیچی از قانون را عرف می‌دانند، ایجاد می‌شود؛ بنابراین دادگاه‌ها شاهد حضور افرادی است که کاملا ناخواسته دچار گرفتاری‌های جدی شده‌اند.

نکته‌ی دیگر این‌که مدیران با برخی حمایت‌های قانونی و حقوقی برای مدیران آشنا نیستند. عدم آگاهی از این حمایت‌ها باعث می‌شود که گاهی از حق خود بگذرند، ‌منافعی را کسب نکنند یا از آن‌ها سوءاستفاده شود. بعضی از مدیران با درک این واقعیت به سراغ قانون رفته و شروع به مطالعه‌ی آن در این مورد می‌کنند. اما واقعیت این است که دنیای حقوق فقط قانون نیست.

وقتی می‌خواهیم با دنیای حقوق آشنا شویم حتما باید کلیاتی درباره‌ی روش حقوقی و  اتفاقاتی که در دنیای حقوق می‌افتد، بدانیم تا بتوانیم بینش حقوقی درستی داشته باشیم. ممکن است متنی در قانون نوشته شده باشد ولی در سایه‌ی قوانین متعارض یا مکملِ دیگری از اساس معنی‌اش تغییر  پیدا کند و در عمل عوض شود. مدیران‌مان ابتدا باید با این مسائل آشنا شوند و  بینش حقوقی درستی از فضای دادگاه، آیین دادرسی و مواردی شبیه به این پیدا کنند تا در ادامه بتوانند نگاه جامعی به قوانینِ موضوعات مختلف داشته باشند.

مسئله‌ی دیگر  این که اگر از ابتدا کار را به‌درستی انجام ندهیم، به‌هنگام بروز مشکل نمی‌توانیم در دفاع از حق خود موفق باشیم. مثلا گاهی مدیران سهل‌انگاری‌ می‌کنند، از مسئولیت‌های‌شان آگاهی کافی ندارند، اطلاعات را به‌درستی مستندسازی نمی‌کنند، در انعقاد قراردادها دقت کافی به خرج نمی‌دهند و در نتیجه باعث بروز گرفتاری‌های زیادی می‌شوند.

مسئله‌ی آخر این که باید زبان حقوق را بفهمیم و بتوانیم با حقوق‌دان‌ها صحبت کنیم. مثلا هنگام خرید ملک یا اقامه‌ی دعوی به دادگاه با حقوق‌دان مشورت می‌کنیم ولی به دلیل نداشتن فضای فکری مشترک نمی‌توانیم مشورت مناسبی بگیریم. طبیعی است که مدیر قصد ندارد حقوق‌دان یا وکیل شود، ولی عدم رعایت برخی مسائل ممکن است در آینده گرفتاری‌هایی جدی ایجاد کند؛ مثلاً خرید درست ملک از اهمیت زیادی برخوردار است، چرا که بخش بزرگی از جریان مالی بسیاری از شرکت‌ها را ملک تشکیل می‌دهد.

اهمیت حساسیت به مسئولیت حقوقی، نیازمان را به مشورت با وکیل زیاد می‌کند. بنابراین مسئله‌ی سوم که ضرورت آموزش‌های حقوقی را برای مدیران مشخص می‌کند بحث زبان مشترک با حقوق‌دان‌هاست.

 پس می‌توان ضرورت یادگیری حقوق برای مدیران را در سه حوزه خلاصه کرد: کسب بینش حقوقی (آشنایی با روح حاکم بر حقوق)،‌ بهداشت حقوق (تلاش برای مدیریت مساله‌ی حقوقی از بدو امر و اتخاذ کارآمدترین روش به هنگام طرح دعوی) و زبان مشترک (ایجاد زبان مشترک با جامعه حقوقی برای مفاهمه‌ی بهتر با مدیران).

مطالب مرتبط:

اطلاعات بيشتر در مورد دوره عالى حقوق براى مديران

کدام مناسب­‌تر است؟ MBA یا DBA

کدام مناسب­‌تر است؟ MBA یا DBA

کدام مناسب­‌تر است؟ MBA یا DBA  

منبع: www.dba-compass.com
مترجم: مریم حکمت

slider11

در بعضی سازمان‌ها دوره­‌های MBA و DBA، ارزش استخدامی یکسانی در محاسبه شایستگی کارمندان دارند. به هر حال تفاوت‌های مهمی بین دوره عالی مدیریت کسب و کار و دکتری مدیریت کسب و کار وجود دارد.

محتوای DBA و MBA

MBA یک مدرک مدیریت عمومی با رویکرد عملی قوی است. در این دوره بررسی اجمالی روی مهم‌ترین کارکردهای مدیریتی ارائه می­‌شود و به شما راه‌حل‌های عملی مسائل مدیریتی را آموزش می‌دهد. اغلب برنامه­‌های تمام وقت شامل سمینارهای رهبری و نیز دوره­‌های عملی مثل توسعه برنامه کسب و کار، پروژه­‌های داخل سازمانی و کارآموزی می‌شود و منبع اطلاعات اولیه شما مطالعات موردی است.

در دوره MBA شما دانشی کسب می‌کنید که در حال حاضر وجود دارد و این دانش را از طریق کتاب‌ها، سخنرانی‌ها، مطالعات موردی یا ارتباط متقابل با اساتید، همکلاسی‌ها یا کسب و کارها دریافت می­‌کنید.

در دوره دکتری حرفه‌ای کسب و کار، مجلات دانشگاهی مطالعه می‌کنید.

در مقابل،DBA یک دوره تحقیقاتی است که در آن شما مجلات دانشگاهی را مطالعه می‌کنید و به جای اینکه به حل مسائل مدیریتی بپردازید، پژوهشگر می­‌شوید و می‌توانید مقالات خود را در مجلات دانشگاهی منتشر کنید. در این دوره شما آنچه در ورای تئوری‌های مدیریتی وجود دارد و در دوره MBA تدریس می‌شود را مطالعه می‌کنید و ابزارهای روش­‌شناسی که برای ایجاد دانش دانشگاهی ضروری است را یاد می‌گیرید.

در دوره دکتری کسب و کار حرفه‌ای، شما دانشی را کسب می­‌کنید که در حال حاضر فقط در کلاس درس وجود دارد و بعد از آن شما یک محقق می‌شوید و دانش جدید تولید می‌کنید.

یک مثال واقعی

به عنوان یک دانشجوی MBA شما یاد می‌گیرید که چگونه سود ایجاد کنید. شما ممکن است مطالعه موردی بخوانید و خودتان را به جای مدیر فروش که با مسأله جدی در فروش رو به رو است، قرار دهید و بعد از خواندن این مورد سعی می­‌کنید که مشکل را حل کنید.

به عنوان یک دانشجوی DBA شما ترجیحاً سعی می­‌کنید که بفهمید سودها معمولاً از کجا می­‌آیند و یک مطالعه موردی را ایجاد می­‌کنید. به عنوان مثال شما ممکن است که بخواهید مدلی را طراحی کنید که شرایط را در زمان‌هایی که فروش تحت تأثیر نوسان تقاضا است و زمانی که تحت تأثیر نیست، توضیح دهد و بخواهید مدل خود را از روی تجربه و مشاهده با تحلیل صدها مدیر فروش تست کنید و نتایج را در پایان­‌نامه­ خود انتشار دهید. هم‌چنین ممکن است بخواهید با تجزیه و تحلیل یک فرآیند کسب و کار خاص در شرکت­ خود، یک مطالعه موردی که می‌تواند در سایر شرکت­‌ها نیز به کار برده شود را انجام دهید.

گروه‌های هدف

دانشجویان دوره­‌های تمام وقت و پاره­ وقت MBA معمولاً افراد حرفه‌­ای در کسب و کار هستند که می‌خواهند تخصص­ خود را در کسب و کار توسعه دهند.mba-vs-dba-1-1

دلایل اصلی برای شرکت در دوره MBA موارد زیر را در بر­می­‌گیرد:

  • افزایش گزینه‌های شغلی درون یا بیرون سازمان کنونی،
  • شایستگی پیدا کردن برای پست رهبری،
  • به دست آوردن دانش مدیریتی بعد از ارتقا،
  • به دست آوردن دانش و ایجاد یک شبکه ارتباطی برای توسعه کسب و کار.

در مقایسه با دانشجویان دکتری کسب و کار حرفه‌ای، دانشجویان MBA تمام وقت و پاره وقت معمولاً جوان‌تر هستند و تجربه کاری کمتری دارند. دانشجویان MBA اجرایی از نظر سن و تجربه کاری به دانشجویان DBA نزدیک‌تر هستند اما هنوز اهداف حرفه‌ای و انگیزه برای شرکت در MBA اجرایی متفاوت از دکتری کسب و کار حرفه‌ای است.

مانند دانشجویان MBA پاره وقت و تمام وقت، دانشجویان EMBA (MBA  اجرایی) به دنبال به دست آوردن دانش جدید و توسعه توانایی‌های تازه هستند که به آنها کمک می­‌کند در کسب و کارشان بهتر و موفق‌تر شوند. همچنین ساختن یک شبکه ارتباطی با بقیه شرکت‌کنندگان در EMBA اغلب انگیزه قوی‌تری برای شرکت در این مدل از دوره­‌ها است.

در مقابل دانشجویان DBA افراد حرفه‌ای در کسب و کار هستند. آنها به دنبال چالش شخصی خود هستند و می‌خواهند شایستگی یک محقق را به دست بیاورند. آنها در حال حاضر حرفه و کسب و کار موفقی دارند و ممکن است مدرک MBA  داشته باشند. آنها می‌خواهند به عنوان یک فرد حرفه‌ای، دانش خود را با محقق شدن و حرکت در جهان علم و کسب و کار به کار بگیرند. آنها به جای وسعت دادن به شکل دانش، پایه دانش موجود خود را عمیق می‌کنند.

مدرک MBA  یاDBA – کدام بهتر است؟

با توجه به اینکه این سوال در بسیاری از فروم‌های اینترنتی مشاهده می‌شود، بنابراین به نظر می‌رسد که نقش مهمی برای بعضی از مردم ایفا می‌کند. این سوال گمراه کننده است زیرا MBA وDBA، اهداف متفاوتی دارند و به جای یکدیگر قرار نمی‌گیرند. با بدست آوردن مدرک دکتری در کسب و کار، افراد حرفه‌ای یاد می‌گیرند که چه طور پژوهش کنند درحالی‌که در MBA آنها یاد می‌گیرند که یک مدیر بهتر شوند. اکنون این پرسش مطرح می‌شود:

در حال حاضر شما چه نیازی دارید؟ دانش پژوهش یا مهارت‌های موفقیت در کسب و کار؟

baner-digital-marketing

All Right Reserved By